بگم؟

امروز امتحان داشتم از نوع 3 واحدی و استاد کلید و 3 پیچ و اینا اونم ساعت 4/30 سر جلسه رفتم دیدم یکی در میون منم و یه آقاهه تپلکی امتحان و نوشتیم و اشکالامو علامت زدم از اُسی بپرسم که ایشونم جواب ندادنخنثی و یه سوال 4 نمره ای بود که من بلد نبودم یه نیگا کردم دیدم ورقه آقا تپلکه سیاهه سیاهه ینی جواب اون سوال رو یه ورق a4نوشته بودتعجبیه نیگا بهش کردم دیدم چشای اون بدبختم پر از سواله بهم گفت 1 منم طی عملیات انتحاری سوال 1 رو نوشتم پشت برگه ورود به جلسه و دادم بهش وقتی نوشت نگاهش پر از تشکر بود که گفتم زکی داداچ جواب 2 خطی بهت گفتم اون سوال بلنده رو باید بگی بیچاره گرخیده بود نمیدونم چطوری ریز ریز اونهمه رو تو نصفه ورق a4جا داد و داد بهم منم با سرعت نور همه رو منتقل کردم به برگه نیشخندخدارو شکر مراقبمون تو فضا بود

لازم به ذکر است که یه نصفه ورق از کتاب رو نخوندم و 4 نمره ازش اومد اونم به چه شرح و بسطی همیشه همینطوریه کافیه من 2 خط نخونم کل سوالا از اونجا میادخنثی

آقاتپلکه بعد امتحان خاطر نشان کرد کل 4 نمره صحیح بوده و در اون لحظه بود که دوس داشتم لپشو بگیرم بگم مرسی عموخنده

ولی خیلی مسترس بودم در حدی که کیفمو یادم رفت از بیرون کلاس بردارمزبانبرم هنرهامو پاک کنم برا امتحان بعدینیشخند

نه شوخی کردم امتحان بعدی  خوراک خودمه دوسش دارم

/ 6 نظر / 6 بازدید
گلپر

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید (نلسون ماندلا)[گل]

مریم

خداروشکر فلفلک من یه3واحدیوگندزدم اساسی

نویســ ــا

الان بهم استرس وارد شد..من دو صفحه ای رو نخوندم..نمیدونم از توی اون سوال میاد یا نه:(

میجیک

ای بلا[چشمک] من اصن فردا میام با مراقبتون صحبت میکنم[شیطان] فلفلی دپرسم ... حالم گرفته شد[گریه]

ندا

معلومه زبلی. من که واسه تقلب هم خودم هم خرم دوتایی با هم گیر می کردیم تو گل! [نیشخند]