عجب میگذرد

خب خدا رو شکر زاِعو بر سر زا نرفتنیشخند

تقریبا 2-3 ماه درگیری داشتم که به لطف خدا حل شد،ماهگرد چهارم هم اومد و رفت به همین زودی 4 ماه گذشت

شب یلدا هم اومد و رفت،منم وسط امتحانام میگردم دنبال سالن که لیست کنم سالنا رو برا اینکه بعد امتحانا بریم ببینیم

مامان و بابا برنامه میچینن برا 5 شنبه جمعه ها که برن خریدچشمکسیتر از الان غر میزنه که من لباس ندارمکلافهیار جان خوبه گاهی اوقات بدهقلب

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
بیتا

فقط یکی از عکسا باز میشه ..... [ناراحت][ناراحت][ناراحت]

گلابتون بانو

پس درگیر تدارکات عروسی هستین! به سلامتی و دلخوشی انشاالله.[قلب]

اوا

بیا ی کم تعریف کن دیگه عروس خانووم[ماچ]

سمیه-تهران نوشت

چه هندونه خوشگلی اقا من کنجکاو شدم بدونم این آبیه گوشه تصویر چیه؟1 :)