نفسِِ ِ راحت

از سفر که برگشتیم مامای گفت سینه چپم درد داره نا ام برا راحتیه خیالمون رفتیم یه مامو گرافی انجام دادیم که جوابش میگفت یه چیزایی وجود داره یه تودهاسترسکه باید سونو بشه این جواب منو پرت کرد به زمانی که مامان ه دوستم ام یه توده تو سینش داشتو ذره ذره آب شدگریهفاصله بین ماگرافی و سونو من بسیار پریشون بودم که جواب سونو هم همونو گفت + اینکه باید بزگنمایی ام انجام میدادیم و من باز هم در توهمات خودم شبا تا صب زار میزدم دیروز مامی با همه مدارکش رفت پیش جراح که فرمودن هیچ چی نیسمژهینی از وقتی از سفر برگشتیم دیشب فقط راحت خوابیدم بدون استرس و فکر و خیال

اعتراف میکنم در مریضیهای خودم مقاوم ترم تا عزیزانم.ممنون از انرژی هایی که پرت کردین اینجانیشخندخدا جون اگه بودی همچین ماچت میکردم دندونات بریزه تو حلقتاز خود راضیو خدا باز هم فرمون زندگیه مارو در جاده سلامتی و تندرستی نگه داشت

دوستای عزیزم قدر چیزایی که داریم بدونیم سلامتیه خودمون و عزیزامون بالاترین نعمته ینی اگه سالمیم خدا بهمون خیلی حال داده

نیمه شعبان بعتون خوش بگذره.ما که عیدیمونو گرفتیمقلب

/ 9 نظر / 7 بازدید
ماجراهای مریمی

خدا رو شکر. حال اون موقع‌ت رو خوب فهمیدم. خدا کنه همیشه خنده باشه روی صورت خوشگل‌ت

زری

خداروشکر عیدتم مبارک[گل]

آرزو*

سلام عزیزمممممممم خوبیییییییی؟دلم برات تنگ شده بود خدارو شکر که حال مادر مهربونت خوبه.منم جمعه به یه عالمه دعا و انرژی + نیازمندم.[ماچ]

آزاده

خدا رو شکر که مامان خانم حالشون خوبه بوووووووووووووووووس

بیتا

خداروشکر فلفل جون الهی تندرستی همتون همیشه برقرار باشه

میجیک

خدا رو شکررررررررررررر ممنونم خدای مهربونیا ممنونم[قلب]

مهرداد

لطفا به من سر بزن داستانهای یک فروشگاه

سپیده

الهی شکر که سلامتی به خونتون برگشت عزیزم[بغل][ماچ]