دیروز اخرین صفحات کتاب شجاعت رو خوندم و یاد گرفتم برا خودم نامه بنویسم نامه ای که از خوندنش با صدای بلند سرخ بشمنیشخندخیلی چیزای دیگه هم یاد گرفتم ولی این یکی فوق العاده بود مثلا 5 تا ویژگی خوب رو هر روز تو دفترتون بنویسید و بعد با صدای بلند بخونید نتیجه فوق العاده اسمژه

دیروز یه اتفاقی تو موسسه افتاد که من بخاطر اشتباه یکی دیگه مجبور به عذر خواهی شدم حالا عذر خواهی خیلی سخت نیست ولی اینکه بچشم یه نیروی خرابکار ادم وببینن خیلی برام سخت بود از ساعت 9 که اون اتفاق افتاد تا 2 که نهار بخوریم من با خودم کلنجار رفتم  و دیدم یه چیزایی رو اگه نگم هناق میگیرم نتیجه گیری اینکه به رئیس توضیح دادم ولی با حفظ احترام خیلیا بازم همشو نگفتم ولی از نگفتن بهتر بود(چه گنگخنده)خلاصه اینکه با روی گشاده از اتاق رئیس خارج شدم هم من راضی بودم از نتیجه هم اون

ولی همچنان یاداوریش اذیتم میکنه لطفا نپرسینماچاز امروز کلاسام شروع میشد و قرار بود بچه هایی که نزدیک ترن برن و نتیجه رو بما اعلام کنن پس من امروز یه روز خالی داشتم و با خاله جان رفتم خرید به پاساژ ونک سر زدم و خریدامو انجام دادم خیلی لازمش داشتم هم نوعی تفریح بود هم برای فلفل مهربون جایزه خریدمنیشخندفردا ام که تعطیله هورااااااااااا و عصرش ما جشن دانش اموزی که هر سال اداره بابا زحمت میکشه دعوتیم به منم قراره جایزه بدن چون زحمت کشیدم و یونی قبول شدمچشمکبرا اونم یه نقشه هایی دارم

5 شنبه هم نهار خونه یه دوست مهربون دعوت شدم که پارسال همین موقه ها عروسیش بود

تمرینمه:

فلفل تو بینظیری

/ 3 نظر / 8 بازدید
مریمی

سلام بعضی وقتا یه جریاناتی میشه که همش رو مخه تا توضیحش ندی راحت نمیشی کار خوبی کردی یه ذرشو حل و فصل کردی

سمیه-تهران نوشت

من این کتاب رو دارم چند صفحه اولش رو خوندم پس خوبه ادامه اش بدم آره؟