:)

از وقتی امتحانام تموم شده همش موسسه ام تو خونه ام کاره خاصی انجام نمیدمچشمک5 شنبه قرار بود با بچه های یونی قبلیمون بریم بیرون که من به بابا گفتم بعدش میرم خونه مامانی چون سیستر داره برا تیز هوشان میخونه وعملا مهمون بازی تعطیله و منم که از بیکاری و تنهایی بیزارم خلاصه 5 شنبه صبح با بچه ها رفتیم پارک طالاقانی و حرف و حرف و حرف و عکس دیگه انقد طالاقانی رو بالا پایین کردیم حوصلمون سر رفت و از همونجا رفتیم اب و اتش بازم راه رفتیم وتیک تیک عکس گرفتیم از هم .انقد این پارک گسترده شده 3 ساعت فقط رفتیم تا تهش و یه دفعه دیدیم همه مون با هم ساکت شدیم و سرعت راه رفتنمون کم شده و دیگه از سرو کول هم بالا نمیریم فهمیدیم ضعف کردیمنیشخنددیدیم ای دل غافل ساعت 4 شده و ما از شکم غافل شدیم گوله رفتیم یه چیزی زدیم بر بدن و دایی جان گفتش میاد دم مترو دنبالم بغلیه ربع بعدش 2 باره زنگ زده

میلی:ببین من از شرکت دارم میام دنبالت لباس گرم پوشیدی با یابو(موتور)بیام دنبالت یا برم ماشینو بردارم بیام

من:نه با همون یابو بیااز خود راضی

سالهاس از نعمت یابو سواری محرومم انقدم دوسش دارم قلببماند که قندیل بستم ولی خوب بود

رفتم دیدم به به خاله جانم هستش و کلی خوشحال تر شدم

دیروز دایی جان امر کرد که من ماکارونی با فلفل دلمه و قارچ براشون بسازم که اطاعت کردم

برا شبم با قارچای باقی مونده کیچن استراگانف ساختم برای اولین بارچشمکگویا ژستم طوری بوده که قبلا شونصد بار این غذا رو پزیدم بعدن که گندش در اومد اولین بارم بوده کلی تحسین شد فلفل کوچکم

یه گندی تو انتخاب واحدم خورده که همه فکرمو مشغول کرده انژی های خوبتونو بفرستین تا کارم درست شه و بتونم 3 ترمه تموم کنم برم سره فاز بعدی

+قبل رفتن رفتم ببه خودم  یه بافت بنفش هدیه دادم  که خیلی ام دوسش دارم.

+5 شنبه تولد وبلاگم بود

+بلوتوث کامیم و پیدا نمیکنم یه مرجع اگاه منو اگاه کنه کلی عکس دارم براتون

/ 3 نظر / 9 بازدید
بانوی احساس

کـامیت لپ تاپه ؟ [نیشخند] اگه آره روی نوار ابزار پایین سمت راست کنار منوی استارت یکیش هست دایره آبی رنگه و چنتا خط سفید به نشانه آنتن روش هست ..اون رو کلیک کنی دوتا گزینه میاد که یکیش وای فای و دیگری بلوتوث هستش .

میجیک

برو تو کنترل پنل :) مباااارکه:* منم مارکونی میخوام، فلفل بدجور مریضم[گریه]

میجیک

اهوم :( امروز میخوام برم دکتل :(