یونی

بعله به حول و قوه الهی یونی ام شروع شده واسه من ...گشادم ساع 6 بیدار شدن به واقع سخته دیروز نشستم تو مترو خوابم برد از تکاپوی بغل دستیام فهمیدم رسیدیم پیاده شدم خوددم رسوندم به تاکسی 2 باره خوابم برد تا یه صحنه که بیدار شدم دیدم همه دارن کرایه حساب میکنن منم در حالت گیجی و منگی کرایه رو دادم و دمه دانشگاه پریدم پایین 1 ربع دیر رسیدم همینطوری مثه بز جزوه نوشتم تا شب 

امروزم با گردو جان رفیم باشگاه ثبت نام کنیم فرم پر کردیم گردو با ژست مادرانه میگه فلفل بزا من کارت بکشم  بعد یه دفعه دیدم میگه وااااااااااااای کیف پولمو جا گذاشتم شرکت

من:

گردو:


مسول ثبت نام:خنثی

هیچی دیگه ته کیفه من 20 تومن بود دادم به خانومه که بقیشو بعدا بدیم 5 تومن دادم گردو برگرده خونهخندهخودمم با 500 تومن برگشتم ینی آقاهه میگفت کرایه ها مثلا شده 600 من:میشدم همچین انسانهای مدبری هستیمابرو

/ 2 نظر / 6 بازدید
دختر خانوم

خخخخخــ:دی..واقعن هلاک بووودی اون موقع تا خونه پیاده میومدی دور هم میخندیدیم:)))

مریم

دانشکاه خودشم عالمی داره اتفاقات اطراف زیباترش میکنه[نیشخند]