:)

ما خودمون میریم حساب ملت رو میرسیم یه هفته اس مثه اسب دوره خودمون میچرخیم که فردا میان حساب مارو برسن همه چی ردیف باشهنیشخندو خوشحالم که تو استرس فردا سهیم نیستم و یونی تشریف دارم

فک کنم 3 شنبه بود که با ابروهای به سان پاچه بز رفتم آرایشگاه به خانمه گفتم فقط کوتاهش کن دست به پهناش نزن گفت باشه خیالت راااااااااااااحت عاقا ما چشمونو بستیم باز کردیم فقط 2 تا نخ مشاهده شدمنتظراز اون روز تو شرکت هر کی منو دید بعد یه ربع بر بر نگا کردن گفت وااااااااااااا چقد تغییر کردی مبارکه فقط آبدارچیمون حیا کرد و به روم نیاورد

ما سفارشه ساخت یه دستبنده گیگیلی به مریمی دادیم حالا غیره مزاحمتای وقت و بی وقت و اُردهای مشنگانه امروز سره مسیجه مریمی داستان داشتیم

مریمی:دوره مچت چنده؟

من:اول با مچه دست راستم دوره مچه چپم رو گرفتم یه بنده انگشت اضافه اومد بعد کفه دست راستمو با خط کش سانت زدم به مریمی گفتم

مریمی:(تو دلش:تو روحت)همتون مثه همید

من:دیدم خیلی ضایع اس خو حالا تا بخوام برم خونه و متر کنم و اینا خیلی طول میکشه رفتم تو آشپزخونه دونه دونه کابینتا رو گشتم و از لای آچار و آلِن یه متر یافتم همین که اومدم دوره مچم و سانت بزنم رئیس اومدکلافه

رئیس:خانم فلفلیان دنبال چیزی میگردی؟

من:بله ینی نه .تقریبازبان

رئیس که عمق فاجعه رو خودش درک کرد و منو با ابزار و ادوات تنها گذاشت

از وقتی سیستر سیستمو به فنا داده آواره کافی نتم .تو روحت سیستر جان

یه بندریه مشت درست کردم توشم پره فلفل کردم طوری که بچه ها وقتی خوردن از خودشون آتیش ول کننخنده

جدیدا حموم خیلی حسه خوبی بم میده اصن شارژ میشم قبلانا حموم میکردم خوابالو میشدم

/ 5 نظر / 13 بازدید
اسکارلت

[نیشخند] یکی پیدا کن سیستمت درست کنه بگو واسه منم بیاد[زبان] [پلک]دستبندددد بندری دلم خواست[دلشکسته]

آوا

خوش بگذرههههه...بشین درساتو بخون بچه جون انقدم شیطونی نکن... عکس دستبندتم بذار شاید منم دلم خواست..[زبان]

میجیک

اهوم ولی سرمای سخت خوردم...دلم برات تنگ شده بود 1عالمه...