خداوند خواب را آفرید

تیر و ترکش های مولودی جمع شد ینی مبلا به حالت اولیه برگشتن .جارو.طی و بخار شو کشیده شد ولی کماکان همه جا شوکولات ولوعه.تا سال دیگه این موقع شوکول بخوریم بازم هس{#emotions_dlg.e16}از دیروز مثه اسب آبی کتابو بغل کردم الان تموم شد بالاخره به نظرم بلدم ولی وقتی امتحانو بدم گندش در میاد{#emotions_dlg.e28} 

دیروز مادر جان از ساعت 8 صبح شیبور بیدار باش نواختند و صبحانه رو زدیم من رفتم سر درسام

آبجی خانم همچنان تو کما بود.دقایقی بعد دیدم صدای خرو بف بابا میاد .یه ربع بعدش دیدم یاللعجب صدا مامانم نمیاد رفتم دیدم بعله جفتشون تو خواب نازن فقط من نباید میخوابیدم گویا{#emotions_dlg.e31}

درس میخونم زود گشنم میشه .دیدم خب همه که خوابن من نهارمو بخورم تا نمردم بنده نهار رو نوش جان نمودم.مامان اینا ام اومدن نهار و خوردن ایندفعه هممه با هم خوابیدیم{#emotions_dlg.e28} به حول و قوه الهی 5 باشدیم افتادیم به جون خونه ینی تا قبل از 5 خونه ما علائم حیاتی نداشت{#emotions_dlg.e28}همچین خانواده ی اکتیو و با جنبه ای هستیم

خواستین مراسم بگیرین مامان و بابامو قرض میدم بهتون{#emotions_dlg.e19}

یادم ساعت 11 که مامانی زنگ زد گوشی تو اتاق آبجی خانوم بود تلفن و برداشته میگه نه مامانی بیدار بودم داشتم درس میخوندم

من:{#emotions_dlg.e3}دقایقی بعد رفتم بهش سر زدم میبینم رو آسموناس خانوم{#emotions_dlg.e32}

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
سارینا

وای خوابم گرفت[خمیازه][نیشخند]

کــولــی

ینی من وقتی میخوام درس بخونم فقط گرسنمه هرچی هم بخورم باز بیفایدست و هیچ درسی هم خونده نمیشه خووووووو مسلما[خنده][خجالت]

کــولــی

قربونت واس تبرک یک شوکول بده بیات[نیشخند]

کــولـی

واااااااااای منم شدید به ویار میفتم ذهنمم به درس منحرف نمیشه اصلا [خنده]