جهیزیه

مامانی شنبه شب اومد خونمون به هوای دیدن خریدام ،شنبه شب ک من با یار شام رفتم بیرون چون ماهگرد بودنیشخند و بساط کیک پزون و هنر نماییعینک

ماهگرد هم خوب بود خوش گذشت

1 شنبه خاله جان هم اومد دور هم باشیم،و خریدارو باز کردم یکی یکی با هم دیدیم و ذوق کردیمنیشخندمامان جان از ذوق زدگی جمع سو استفاده کرد و مارو فرستاد بالا 4 پایه و با ترفند مامان همین 1 دیوار کثیفه و مامان جان این دیوار کوچولوعه و مامان جان اینم بکش اتاقت 2 دست نشه کل اتاق تمیز شدخمیازهو عصر هم دور همی و هر هر خنده

2 شنبه اکتیواسیونم زد بالا و تو خونه گرم وزرش شدم و خود کشی کردم و تا همین الانم بدن درد دارم

/ 0 نظر / 7 بازدید