سفرنامه 94

باز ما رفتیم مشهد اینبار خییییییییییلی خانوادگی

من و یار و مامان و بابا سوم رفتیم و قرار شد با ماشین بریم رفتیم حوالی ظهر رسیدیم شاهرود نهارزدیم و پس از استراحت کوتاه رفتیم جاهای دیدینی شاهرود رو ببینیم از آرزوهام دیدین جنگل ابر بود که انقدددددددددددددددددر هوا سرد بود نزدیک بود ماشین رو باد ببره که بدین سان دست از پا دراز تر برگشتیمخنثییادمه 2 جای دیگه هم رفتیم یکیش خرقانی بود اون یکیشم یادم نیسنیشخندفقط یادمه تمام مدت لرزیدم و ترقه های باقی مانده از 4 شنبه سوری رو زیر پای ملت ترکوندمعینک

شب بابا و یاااااااااار پاشونو کردن تو یه کفش که بریم سفره خونه یه هوای قلیون که کاشف به عمل اومد کلا اونجاها مجوز ندارنمژهجاتون خالی یه شام خوووووووووشمزه زدیم بر بدن و دوان دوان رفتیم به منزل و خوابیدیم ک صبح زودی پاشیم بریم

روز 4 روم عید:

صبح زدیم بیرون و عصر رسیدیم مشهد تو همه سفرای اخیر به مشهدکه تو فصل سرما هم بود من همه تجهیزات از قبیل دستکش پالتو ساق شلواری شال و کلاه میبردم و دریغ از اندکی سرما

تو این سفر من 1 دونه بافت الکی برده بودم و از اول تا آخر سفر لرزیدم اون شب رفتیم 1 سر حرم و دعاگوتون بودم

روز 5 عید:

اون روز عصرش قرار بود مامان و بابای یار بیان مشهد،ما ظهر رفتیم حرم و نهار مرغ سوخاری زدیم و یار به دنبال نیکوتین 2-3 تا هتل رو سر زد و دست از پا دراز تر برگشتنیشخندشبش 3 تا خانواده رفتیم حرم البت با مشقت بسیار چون پای پدر یار جان نیاز به ویلچر داشت اون شب هم شبی بود و خوش گذشت

روز 6 عید:

به گردش گذشت اول رفتیم طرقبه که یار به مراد دلش همانا نیکوتین رسید و بعد از اونجا رفتیم شاندیز و نهار زدیم بر بدن از بعد از نهار انقدر سنگین شدم که فقط دوست داشتم برگردیم و من بخوابم،اون شب شب آخر بود و آخر شب همه برای خدافظی رفتن حرم و من بنا به دلایل هورمونی و درد و اینا نرفتم

روز 7 عید:

صبح پا شدیم و وسایل رو جمع کردیم و برگشتیم سمت تهران

/ 0 نظر / 27 بازدید