محمود آباد -2

صبح پا شدم دیدم دریای گوگولی روبرومهبغلصبحانه رو زدیم و دوان دوان رفتیم بغل دریا

کلی عکس گرفتیم و خندیدیم

یه مقدار اونورتر دیدیم یه فروند قایق چشمک میزنه دوان دوان رفتیم سوی قایق و با مشقت سوار شدیم و جلیقه پوشیدیم

مامان و بابا عقب نشستن من و سیستر و یار هم وسط

ما که از ساحل دور میشدیم به سمت دریا خب طبیعتا موج از سمت دریا میومد آقا یه آن دیدم یه موووووووووووووووووجه گنده داره میاد سمت ما یه جیغ گنده زدم و احساس کردم کانم از قایق جدا شد یه آن دیدم من و یار با مخ پخش قایق شدیم البته به پشت ینی سرمون ضربه نخورد چون پشتمون مامان اینا بودن

از قیافه خودمون انقد خندیدیم که نفسامون بالا نمیومد مامان و بابا که سرخ شدن بسکه خندیدنخنده

 

همونجا یه پشره(حشره)موذی هم زحمت کشیدن سیستر رو نیش زدن که تا 2 روز بچه پا درد داشت

بعد از پروژه قایق رفتیم کارتینگ  و اونجا هم سر سوار شدن و روندن برنامه داشتیم چون ماشین ما 2 نفره بود یکی باید گاز میداد یکی فرمون رو میگرفت سر گاز و فرمون دعوا داشتیمخنده

بعد از همه این کارا رفتیم پارک جنگلی و مثل بچه ها کلی تاب و سر سره سوار شدیم و یار عکس هنری گرفت ازمون  دیگه دوان دوان رفتیم نهار زدین بر بدن و ساعت 3 مثله اموات خوابیدیم تا  6 

و رفتیم سینما 5 بعدی فیلم وحشتناک دیدیم . کلی جیغ زدیم زبانبعدم شام وقدم زدن و قتدیل بستن کنار دریا و بعدم سینما در کنار همه اینها مهربونیای یار و مامان و بابا سفر رو خوشمزه تر کرد شب هم از فرط خستگی بیهوش شدیم

 

/ 1 نظر / 20 بازدید
tata

هميشه خوشي باشه عزييييز دلممممممممم