:)

عاقا ما افتادیم رو دنده آشپزی امشب اینو پختم یه لیوان عدس یه پاتیل کوکو داد آبجی خانوم از پیاز بدش میاد بهش گفتم تا یه هفته نهارت تامینه آبجی غمت نباشه

من:از خود راضی

آبجی:منتظر

اولیامون:قهقهه

یه نمور فلفلش کم بود بعد جا داشت سیرم بریزم یادم رف فک کنم با خیار شور خیلی حال بده که ما نداشتیمنیشخند

امروز و فردا نوبت تکوندن اتاقه آبجبمه یک حالی میده با اتاقه تمیزم بهش فخر میفروشمشیطان

اینطور که پیش میره من ع حسابداری به جایی نمیرسم سره کوچه یونیمون میخوام یه فلافلی احداث کنم بعد که کارو بارم گرفد کوکو موکو ام بپزم بعد هی در جاهای مختلف شعبه بزنم بعد پولدار شم برم خارجهنیشخندخیال باطل

قول نمیدم امضا بدمزبان

اصن حوس کردم شمع سازی بهم الهام شه من هی شمع بسازم بافتنی حتا خیلی بی هنرم خنثی

/ 5 نظر / 13 بازدید
میجیک

عاشقتم دیگه[خنده] منم بیام بخدا آشپزیم خوبهاااااااا ماکارونی، لازانیا میپذم المپیک[نیشخند] رشته هامونم به هم نزدیکه خووو تو حساب دخلو خرجو داشته باش منم مدیریت میکنم، کارمون میگیرا جان میجیک[پلک]

مریم

خسته نباشی فلفل منم میخوام مدرکموقاب کنم مغازه تهیه غذابزنم مدرکموگوشش نصب کنم عین این فلافلیانمینویسم عاقبت درس نخواندن مینویسم آخر درس خوندنه ها

میجیک

مبارکه جان خودم میگیره[نیشخند] از 1دکه موتوری شروع میکنیم[رویا] میرسیم به شعبه های جهانی[پلک] خدایی آرزومه.. آقا یکی منو بگیره[رویا]

مهی

باحاله ها! خوچمان آمد :))