آنمرد-4

دیروز برای چهارمین بار با آنمرد رفتم بیرون و بطور شگفت انگیزی اون ترسی که از جلسه اول تو وجودم بود پر زد و رفت.خیلی سوالایی که برام مهم بود خیلی مستقیم و شیک و مجلسی ازش پرسیدم و بنظرم اومد چقد آنمرد شبیه اون چیزیه که میخوامنیشخند

دیشب بعد 1 ماه و اندی راحت خوابیدم بی استرس و فکر و خیال

خداجون میدونم که داری نیگام میکنیبغل

/ 4 نظر / 4 بازدید
yedoneh

خوشبخت بشی فلفل جان[قلب] وقتی که نوشته های تو رو میخونم و اینکه چقدر عاقلانه برخورد میکنی، به خودم افسوس میخورم که با گندی که به زندگیم زدم خوشبختی رو از خودم دور کردم.تو خیلی دلت صافه فلفل جان برام دعا کن[دلشکسته]

شهناز

پس مبارکه فلفلی خانم خوشگل؟ تو این جلسه شیرینی میدی به بچه‌ها دیگهههههه [چشمک]

bita

فلفل جون، تازه پیدات کردم. نوشته هاتو خیلی دوس دارم. خیلی ساده و بی آلایش می نویسی. امیدوارم با "انمرد" خوشبخت بشی[لبخند][ماچ]

ميجيك

يهني مباركه؟[خنثی] مباركه[گریه] بيا بخلم[بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]