در هم

شنبه اداره بابا اینا به مناسبت اعیاد شعبانیه جشن داشتن که به امر پدر آن مرد هم دعوت کردیم قرار شد قبلش 2 تایی بریم فر بخوریم و بعد به مامی اینا ملحق شیم رفتیم بازم حرف زدیم و خندیدیم و 8 رسیدیم به محل برگزاری جشن که برنامشونم مفرح و خوب بود شام باقالی پلو با گوشت زدیم و برگشتیم خونه

این 2 روزم به درس خوندن گذشته .18.19.20هم 3 تا امتحان 3 واحدی و شخمی دارم که به حول و و قوه الهی پاس میشم.بگو ایشالا

ادم سره کار نمیره چقد بی انگیزس،چقد یه طوریه من رو بدعایید برا امتحانا

/ 2 نظر / 11 بازدید
piclove

مگه نگفتم پیشم بیا؟ حرف گوش نمیدی نه؟ بیا دیگه...[پلک]

بانوی احساس

می دعایمت :دی تو هم منو بـدعـا :( فلفل خیلی دوس دارم خودت ُ خونوادت ُ و کلا زندگی کردنتون رو :)