Daisypath Happy Birthday tickers درس - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

امروز فهمیدم دیروز پریروز الکی جز جز زدم برا دعوت مهمونا چون امروز چند نفری ریزش داشتن حتا خاله گرامناراحتفهمیدم که به واقع مهمونای اینجور مجالس از یه جا دیگه دعوت میشنفرشته

امروز برا یه کاری رفتم بیرون وقتی میخواستم برگردم یَک رگباری گرفت در حد بنز و همه عابرای پیاده و موتور سوارا پناه گرفته بودند زیر سقف مقف منم با نیش باز شلنگ تخته اندازون داشتم میومدم خونهنیشخندیه دفه یه آخاهه کلشو ع تو ماشین آورد بیرون بهم گفت بچه تخس

من:نیشخندچاکریم

خیالم راحت بود تو کوچه خودمونیم و زرتی میرم تو خونه وگرنه اگه از اون اخاهای مریض بود بیچاره بودمخنثی

پارسال بعد مولدی مامانی و دایی اینا اومدن خونمون برا روز پدر که امسال بنده این برنامه رو وتو کردم گفتم من درس دارم و خسته میشم و اینااز خود راضیجون عمم یه کلمه درسم نخوندم

پروسه الویه پزون تموم شد.مونده میوه ها که فردا خریده شه.شسته شه که باز تا دقیقه 90 کار داریم

شنبه دوستم زنگ زد یه شخص شخیصی رو کاندید کرد برا ازدواج

2 شنبه همکار مامان یکی دیگه رو معرفی کرد.به مامی گفتم مادر جان تا آخر هفته یکی دیگه ام پیداشه 3 تاشونو با هم رد کنیم شاد شیماز خود راضی

امروز یه دوست دیگم یه مورد دیگه پیدا کرده خنثیاین در حالیست که هفته پیش داشتم برنامه های مدونم رو به سمع و نظر خانواده میرسوندم بدین سان که تا 27-8 مثه اسب آبی درس بخونم و کار کنم ولی تا 30 قول میدم مزدوج شده باشم نیشخنداهل بیت ام موافقت کردن هنو حرف ما تموم نشده بود اینطوری شدخنثی

خدایا داشتیممتفکر

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com