Daisypath Happy Birthday tickers شب آرزوها - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

عاقا روزایی که میرم باشگاه حسرت یه عالمه چیز میمونه به دلم طبقه اول باله است واسه بچه های کوچوکولوقلبمیبینم خودم که نمیتونم برم پس دخترم که به دنیا اومد راه افتاد میبرمش باله مژهنخندین خو

طبقه بالاش نمیدونم چیه ولی فک کنم خیلی تخلیه انرژی میشن همش جیغ جیغ میکنن میخندن میرقصن از اینا ام دلم میخوادخنثی

اونجایی که ما هستیم یه قسمتش که من همش از رو ترد از تو آینه میخ میشم بهش کلاس رقصه هم خنده داره هم من دلم میخوادخنثیاصن یه وضی خب وقتشم ندارم همین بدنسازی رو با سلام و صلوات میرم

از باشگاه که یه مسیری رو پیاده میام به کوچمون که میرسم حس میکنم وارد دهات شدم انقد که خونه هارو دارن باز سازی میکنن تو کوچه پر از خاک و لودر و قیژ قیز و ویز ویز و دنگ و دونگه

یکی در میون خونه های رو برو و بغل کندن و دارن میسازن سروصداش تا پاسی از شب به کنار گرد و خاک و کثافت کاریشون کشته مارو

آبجی خانم امتحان دینیش و خراب کرده مثلا ینی 18 میشه.بابا ام داره قُر میزنه میگه دیشب بهت نگفتم با تبلت بازی نکن درس بخون؟نخوندی اینطوری شد هی الکی غر زد این بچه ام طفلی فک کرد حالا چه خبطی کرده و داشت میرفت تو فاز غم بابا ام هی غر غر میکرد منم سگ درونم که تازه خفته بود بیدار شد تا نزدیکای پاچه بابا رفت گفتم پدر من بسه دیگه 1 بار گفتی.این امتحان تموم شد و رفت غر غرای شما چیزی رو عوض نمیکنه اتفاقی نیفتاده الکی داری خودتو مارو ناراحت میکنی ول کن امتحانای بدی رو خوب میده غصه به اندازه کافی برا خوردن هست

بابا:ابرو

ابجی خانم:از خود راضی

من:خنثی

بابا که ساکت شد خودم رفتم گوشش و پیچوندم مثه بچه آدم بشینه درس بخونه تبلتم ازش گرفتمیول

فک کنم بابا ام داشت همین کارو میکرد چرا پاچه اش و گرفتم؟ 

فردا شب آرزوهاس و منم نمیتونم روزه بگیرمگریهدوستان به شدت ملتمس دعای خیرتون هستم تو نماز و روزتون منو فراموش نکنید

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٥ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com