Daisypath Happy Birthday tickers آشپزی میکنم پس هستم - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

از 5 شنبه بگم که صبح علی الطلوع با مامان و خاله رفتیم خونه مامانی کزت شیم و کارای کلی رو انجام بدیم تا 5 شنبه که میان کار خاصی نباشه مامان یه عالمه از وسایل مامانی رو ریخت آشغالیوقت تماممیگم مادره من شاید اینو بخواد بپوشه میگه نه بابا اینهمه لباس خوب داره یه عالمه ظرف و ظروف حتااسترسمامانی بیاد فحش خورمون ملسه یحتملنیشخند

جمعه صبح هم با خستگی ناشی از کزتی دیشب پا شدم و فقط یه دوش گرفتم و رفتم مراسم سال مامان گردو و فاز گریه تا شب جمعه از بدترین روزهای عمرم محسوب میشه هم گردو برام عزیزه و هم مامانش عزیز بود  شرکت تو مراسمه گریه و عزاداری از سخت ترین کارهای ممکن هست برامگریهو کلا دلم ریش میشه

 

در راستای همون برنامه ریزی برای غذا و اینا امروز نشستم برنامه غذایی نوشتم برای تقریبا 1 ماه . 2 روزش به حول و قوه ی الهی من آشپزم و بقیه روزها مامان .افتتاحیه اش هم امشب مخلوطی بود از تن ماهی و پیاز داغ و سیب زمینی سرخ کرده نرگس اگه هستی بیا منو در ریختن برنامه راهنمایی کنمژهتجربه کردم وقتایی که مجبورم یه کارایی رو بکنم مجبور میشم صبح زود پاشم شب زور بخوابم و نذارم وقتم هدر بره و هدفمند تر میشم و به همشون هم میرسمنیشخنداگه برا وقتم برنامه نزارم همش کسل وبی حالم

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٥ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com