Daisypath Happy Birthday tickers قرار گروهی - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

بعله امروز یه قرار دیگه بود صبح پا شدم رفتم حموم بعدشم 2 سوته حاضر شدم و پیش به سوی محل قرار رسیدم به بازار تجریش کودک درونم بدیو بدیو کنان داشت میرفت تو بازار بهش گفتم بیا بریم الان دوستامون منتظرن بعدش میریممژهبنده اول رسیدم انصافا سلیقه دوستان تو انتخاب جا حرف نداره عجب هوایی عجب منظره ایبغلیکی یکی بچه ها اومدن 

نرگس عزیزم پای نینیش شکستهناراحتو امروز نبود+3 تا دیگه از بچه ها

کلی با هم حرف زدیم و کلی ایده گرفتم ینی 11 تا 2 حرف زدیمنیشخندو بازهم فرصت نشد برم بازار و متوجه شدم که سورتمه ام همون نزدیکیاس و ایشالا به زودی برم اومدم نهار رو زدم و بعد خواب مامان جان گفت بریم خونه مامانی گود بای پارتییولچون شنبه عازم هستن و فردا ام مراسم ختم اقوام هستش منم باید برم سال مامان گردوناراحتاز هیچی اندازه ختم رفتن و تسلیت گفتن بیزار نیستمخنثی

باید چیزایی که میخوام خیلی مدون بگم مامانی برام از خدا بگیره اونم مامانی که من دارم میخواد منو صدا کنه اسم کله فامیلو میگه آخر سرشم اسم من یادش نمیاد خودم میگم فلفل هستمخنثی فک کنم 2-3 بار باید تکرار کنم و در نهایت ازش امتحان بگیرمنیشخندتنها کاریه که از دستم بر میاد

الان باز معظل چی بپوشم گرفتمابرو

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٥ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com