Daisypath Happy Birthday tickers راه قرضی - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

امروز باید میرفتم یونی صبح پا شدم دیدم مامان اس داده من رفتم جواب آزمایش آجیتو بگیرم قبل رفتن بیا ماشین و بزار دمه ایسگاه brtبعد برو ما ام اطاعت امر کردیم و ماشینو بردیم برا مامان جان.

عنر عنر رفدم یونی ریزه نمره بگیرم مسئوله آموزش میگه برو هفته بعد بیا مثلا انگار خونمون همین بغله انگار نه انگار از تهران باید تا نزدیکای قزوین برم کلافهینی کلا کارم یه ربع ام طول نکشیدخنثی

داشتم برمیگشتم استاده صنعتی رو دیدم .این استاده ترمه پیش چشم نداشت منو ببینه این ترم با هم دوست شدیم حتانیشخندبهش گفتم که میانه بهم 12 داده و اومدم واسه اعتراض

استاد:تعجب

من:ناراحت

استاد:شما شب یه اس به من بده خودم باهاش صحبت میکنم

من:قلبماچبغلحیف که دست و بال اسلام بسته است وگرنه میچلوندمش ترمه آخری

هیچی دیگه با نیشه باز راهی منزل شدم واسه مامان تعریف کرم میگه خو ماچش میکردیقهقهههمچین مامان با حالی دارم من

پدر گرامی همچنان ماموریته

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱۱ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com