Daisypath Happy Birthday tickers فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

دیروز یونی بودم روز خیلی خیلی قشنگی بود جدا از درس و بحث و کرم 3-4 تا دوست پیدا کردم عجیبا غریبا من همیشه 2-3 ساعت اول با همه دوست میشم ولی این یه بار استثنا بود .استادامون خوبین شکر خدا دوسشون دارم 

دیروز سره آخرین کلاس اگه بدونین چه بارونه نازی میومد از اونا که هوا صافه آفتابم تو آسمون هست بعد رنگین کمان درست میشه بعدش بوی بهشت میاد آدم مست میشه منم یه هو سره کلاس جو گیر شدم مثه این دانشجو خنگا وسط ارائه کنفرانس بچه ها

من:بچه هاااااااااااااااااااا باروووووووونمژهبا صدای هیجان زده و بلند

استاد:سوال

صدای انفجار کلاسخنده

بعد از کلاس داریم میریم خونه بچه ها یکی یکی از کنارم رد میشن میگن فلفل باروووووووووننیشخنددست خودم نیست بارون مستم میکنه اصن

 

اومدم خونه خسته در حد عمله اف اف زنگ میزنه منم با صدای آویزون

 یولبله

-(یه مرده با لهجه غلیظ میگه )خواهرم عیدی مارو بیار

به مامان میگم فک کنم گدا مداس

2 باره زنگ میزنه از اون زنگایی که وقتی ماشین عروس میبرن بوق میزنن دیگه وحشی میشم اعصابم ندارم گوشیو برمیدارم که دری وری بگم

-خواهرم عیدی نمیدی درو باز کن میم هستم(دایی کوچیکه)این بچه کرم تو خونشه ژنه کرموییش در منم هست

هیچی دیگه کلی شاد شدیم .پدره گرام ماموریت تشریف دارن مامان ام فردا داره میره مشهد من میشم مامانه خونهشیطان

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com