Daisypath Happy Birthday tickers یکشنبه دوست داشتنی - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

بله امروز پروژه خطیره بادمجون سرخ کردن به عهدم بودعینک همایش دکتر فرهنگ ام باید میرفتم دو هفته پیش که کلاس رفتم تولد ایشون بود که با ایشون رفتم همایش رو.ولی به خاله خانوم ام قول داده بودم روزای کلاس رو بگم که اگه وقت داشت بیاد دفعه قبل که تولدش بودو میدونستم نمیاد و نگفتم ولی امروز گفتم و با استقبال هم مواجه شد آدرسو دادم و نهار رو خوردم و سلانه سلانه رفتم به محل قرار رسیدم خیلی شیک و مجلسی دست کردم تو جیبم که زنگ بزنم به خاله خانم دیدم زکی گوشیم نیست و خونه جا مونده بالاخره با سلام و صلوات خاله جان رو یافتم و پیش به سوی محل همایش  که خب طبیعتا مریمی ام نیافتم

بعد کلاسم کلی بکش وا کش کردیم و زوره من چربید بردمش خونمون ولی به مامان نگفتم کلید انداختم درو باز کردم

مامان:چرا گوشیتو جواب نمیدیعصبانی

من:از خود راضی

خاله خانم پرید بغل مامان طفلی مامانم از خوشحالی چشاش برق میزد انقد حال داد

پروژه بعدی کلاسای شخصیت شناسیه که با خاله جان فتح میشه ایشالامژه

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱۳ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com