Daisypath Happy Birthday tickers تعطیلات ما - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

4 شنبه شب رفتیم خونه مامانی اینا و طبق معمول شام و تا پاسی از شب نخود چی خرونشیطانو تا لنگ ظهره فرداش خوابیدن 

5 شنبه جشن دانش آموزی بود واسه آبجی خانم از طرف اداره بابا اینا  مامانی ام بردیم لازم به ذکر است که اندازه موهای سرم عمو دارم(دوستای بابا)زبانکلی با عموهام چاق سلامتی کردم و برنامه ها شروع شد به ترتیب:تواشیح.تقلید صدا یه چیزی تو مایه های ریوندی و رقاصینیشخنددر آخر ام بهنام صفوی اومدبغل

در آخره هر اجرا

حضار: بهنام.بهنام.بهنام

بهنام:قربون صدقمون میرفتنیشخند

خداییش اهنگاش موج مکزیکی خورش خفن بودن رسما سالن میلاد رو هوا بود

عاشق اونجا ام که موسیقی قطع میشه وحضار میخونن

بهنام بچم جو گیر شد جای 5 تا آهنگ 8 تا خوند انقدم حال میکرد با حضار که اکتیو بودن

خودش ام اذعان داشت که خیلی گرم و اکتیو هستیم روش نشد بگه کارمندای شرکت ........پیچ و مهره اشون شله 

هیچی دیگه حیف که اسلام دست و پامونو بسته بود و قر در کمرمان خشکید

رسیدیم خونه ساعت 2 بود کامی رو روشن کردم دیدم داییم که به بلاد کفر سفر کرده آن هست 1 ساعت ام با اون تو اسکایپ حرفیدیم که از بیخ و بن سیاسی بود هیچی دیگه 3و اندی بود خوابیدم

عاقا نمیدونم چرا جدیدا خوابه خواستگارامو میبینمخنده

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com