Daisypath Happy Birthday tickers ........ - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

امروز با صدای نازنین مامان از خواب پا شدم که داشت وقت میگرفت برا دکتر.سره صبی یَک استرسی ریخت تو جونم که نگو در حدی که سره صب مراسم اشک فشانی داشتم تو اتاقم نمیدونم شایدم هیچی نباشه که انشاالله هم همینطوره ولی از مریضیه عزیزام به شدت عذاب میکشم اونم ازنوع مامانناراحت(فعلا هیچی معلوم نیس خواهش میکنم فقط دعا کنید)

ظهر با مامای جان رفتیم آرایشگاه به خوشگلاسیون بپردازیم از اونجا که من همیشه از درو دیوار بالا میرم امروز خب تو فکر بودم تو استرس بودم و مثه خانوما نشسته بودم آرایشگرم میگه تو شکست عشقی خوردی که الان آرومیخنثی

عصر با آزیه عزیزم قرار داشتم تولد بچم بود.خرداد پر حادثه 2 تا اتفاق خوب داشت که همون سیستم تا 3 نشه بازی نشه امروز سومیش هم اتفاق افتاد تولد آزی جون بود.آزی جان مچکرم اومدی.حضورت به شدت روحیه ام رو عوض کردماچایشالا عروسیتبغل

این عکس نینیگیای آزیه.

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٩ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com