Daisypath Happy Birthday tickers سفرنامه - فلفل خانم



فلفل خانم

به زندگی لبخند بزن

روز آخر از یونی که اومدم دیدم به به همه ساکارو بستن .شیک و پیک کردن منتظر من منم گشنه.ساک نبسته.حموم نرفتهناراحتخودم نمیدونم چطوری با سرعت نور رفتم گربه شور کردم اومدم با حوله که تنم بود 3 سوته ساک بستم و نهارم خوردم دِبرو که رفتیچشمکهی تو جاده از سرسبزیه جاده مست شدم چیلیک چیلیک عکس گرفتم.همیشه مسافرتای بعد امتحانا مصادف میشه با استرس اعلام نتایج کنکور یا نمره های یونی و من استرس مرگ میشم ولی ایندفعه تصمیم گرفتم کلا بیخیالی طی کنم و فقط خوش بگذرونم و با نیشی باز تر از قبل برگردم که همینم شد روز اول ینی همون شب اول یه شام و خواب رسیدیم

روز دوم ساعت 6 اتومات پاشدم چشم که به دریا و فلق که افتاد شارژ شدم در حد بنز این شارژ شدن دوامی نداشت و خوابیدم بازنیشخندپاشدیم رفتم دریا رو بغل کردمبغلبه یکی از آرزوهای دیرینه ام که همانا کارتینگ و اسب سواری بود رسیدمقلباسب سواری نه اون پیتکو پیتکو که مد نظر من بود ولی خب تونستم سوارش شم نازش کنم نهار هم قیمه بادمجون در حد ترکیدن خودیم و خواب عصرگاهی و عصر هم باز بغل کردن دریا و شب ام سینما فیلم برف روی کاج دیدیم که خوب بود

روز سوم

بعد صبونه رفتم 2 چرخه بازیاز خود راضیدر حد بنز آقا چشمتون روز بد نبینه نهار قرمه سبزی خوردن همانا و مسموم شدن همان و سوراخ سوراخ شدن همانخنثی و عصر هم به خرید و هنر نمایی من در زمینه معرق گذشت چشمکگذشت و شب ام فیلم رسوایی رو دیدیم که به مراتب قوی تر از قبلی بود

روز چهارم

صبحش قرار بود بریم پینت بال که بلیطم گرفتیم آقاهه منصرفمون کردم گفت برا خانوما خوب نیست و خشنه و .....ولی خدایی خشن بود تفنگشو داد 2 تا شلیک کردیم فک کنم 2 تا از اونا میخورد به من فلج میشدم خیلی قوی بود

هی نشستیم غروب آفتاب و تماشا کردیم هی عکس خود شیفتگی گرفتیم بلالم خوردم که آرزو به دل از دنیا نرم

روز آخرم یادم نیس چه کردیم انقد که غمباد برگشتن داشتم ولی شب فیلم تلفن آقای رئیس جمهور رو دیدیم که بنظرم خیلی بی مزه بودخنثیهمه انرژی های منفی و فکرو خیالارو سپردم به باد و بید و دریا و شارژه شارژ برگشتماز خود راضی

 

واسه این دوره من توفیق اجباری شد و 2 تا فیلم تبلیغاتی دیدم اونم چون بابایی خونمون بود و به احترام ایشون دیدیم وگرنه بقیه رو ندیدیم از هیچکدوم از کسایی ام که نامزد شده بودن اطلاعاته خاصی نخواستم داشته باشم فقط یادمه 3-4 ماه قبل تر دایی جان از بلاد کفر زنگ زدن فرمودن به تدبیر و امید رای بدین.قدرت خدا ما تو مملکت خودمون اون موقع نمیدونستیم قطعی کی نامزد میشه که ایشون همه نامزد ها رو اسکن کرده بودننیشخنددیشب تا حدود ساعت 3 صدای جیغ و بوق و سوت میومد خوشحالم از خوشحالیه همشهریام

دولت تدبیر و امید پیروزیت مبارکقلبباشد که رستگار شوی

 

ادامه جات عکسی


جاده خوشمل

دریای عزیزم

صرفا جهت ریا

عکس هنری

غروب آفتاب

دوست عزیزم

قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٦ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط فلفل نظرات () |


آخرين مطالب
» واااااااااااااااااااااای
» تولد
» سفرنامه 94
» اختتامیه
» یادش بخیر
» جهیزیه
» من و اینهمه خوشبختی؟
» ماهگرد ششم
» بوی عید
» جمعه پر کار

Design By : RoozGozar.com